اسلامی

حضرت مهدی و خلافت اسلامی

نوشته شده توسط Hedayatullah Zaheb

آمدن حضرت امام مهدی یکی از علایم قیامت است. چنانچه حضرت محمد (ص) میفرماید:

اگر یک روز هم ازین دنیا باقی مانده باشد. اللهج آنروز را طولانی ساخته تا اینکه او (اللهج ) یک مرد را از فامیل من که نام او همنام من و نام پدر او همنام پدر من بفرستد و او جهان مملو از خطاکاری و بی عدالتی را مملو از عدالت و انصاف بسازد.

حدیث 4282 و 4283، سنن ابوداود، جلد چهارم (این جلد برای داونلود در آخر مقاله گذاشته شده)

چندین مرد در گذشته دعوا نموده اند که حضرت امام مهدیع هستند که یکی از آنها محمد بن تمرات بود. حال آنکه یکی از آنها هم مهدی واقعی نبوده اند و نه مشخصات را داشته اند که حضرت محمدص تعریف نموده است بازهم بسیار از مردم نظر به دعوا غلط بعضی از دروغ گویان و بعضی از علما از مهدیع باوجود چندین حدیث صحیح انکار میکنند که از اللهج برایشان هدایت میخواهیم.

وقتی موضوع از مهدیع در میان میاید در ذهن هر مسلمان مسئله خلافت اسلامی خطور میکند. چون حضرت امام مهدیع خلافت اسلامی را دوباره برپاخواهد نمود. خلافت اسلامی چیست؟ در زبان ساده خلافت اسلامی عبارت از سیستم سیاسی حکومت داری است که در تمام مسایل اللهج را و امور خداوندج را از همه بالاتر میداند.

حال میاییم به اینکه کی ها خلافت را و چرا و چطور خلافت را ازبین بردند؟  یهودان که 2000 هزار سال قبل از بیت المقدس رانده شده بودند همیشه آرزوی تصرف بیت المقدس را در سر می پروراندند و مطمین بودند که یک روز این آرزوی شان به حقیقت میپیوندد و روزی دوباره امپراطوری حضرت داودع و حضرت سلیمانع را به نفع یهودان برپا خواهند کرد. یهودان به این عقیده هستند که عصر طلایی یهود که در آن جهان از  اسراییل (بیت المقدس) کنترول شود آمدنی است و برای آن سرسختانه کار میکنند.

برای اینکه یهودان بتوانند یک بار دیگر بیت المقدس را که از آن رانده شده بودند از خود بسازند خلافت عثمانیه ها را باید ازبین میبردند نه تنها خلافت عثمانیه بلکه اصل خلافت را نیز. انگلستان که در آن زمان سیاست ماده پرستی را آغاز کرده بود و تمام سیاست های خویش را مربوط مادیات نموده و دیگر خدا را حاکم و امورات خدا را در سیاست نمی پذیرفت جاسوسان خویش را به استانبول فرستاده تا بعضی را مهره ساخته و این سیاست ماده گرایی یا بی دینی را به آنها ترزیق کند تا این مهره ها در زمان حمله نظامی آماده بدست گرفتن حکومت شده و بعد اجندا های انگلیس را پیاده کنند. یکی از بزرگترین مهره آنها در آن زمان مسطفی کمال بود. در سال 1897 میلادی برای اولین بار حرکت صهیونیسم (Zionist Movement) آغاز شد و سهیونیسم ها آماده برآورده شدن آرزوی دو هزار ساله خویش شدند. صهیونست ها اولین کار که کردند دنبال جمع آوری سرمایه شدند. آنها یک مقدار سرمایه بزرگ را توسط سود خوری (فعلآّ بانک داری) جمع آوری کرده بودند ولی این سرمایه برای از بین بردن خلافت عثمانی کافی نبود.

یک پسر سیاه پوست در افریقای جنوبی بازی میکرد که ناگهان پایش به یک سنگ بزرگ و پردرخشش اصابت کرد این طفل آن سنگ را نزد فامیل برد فامیلش آنرا نزد کلان قوم و بالاخره نزد دولت رسید و دولت افریقای جنوبی گفت که این یک الماس بزرگ است. حال میرویم به حدیث صحیح مسلم{حدیث 7041، صحیح مسلم، کتاب 41 (این کتاب برای داونلود در آخر مقاله گذاشته شده)} که در آن گفته شده است که زمین برای دجال خزانه های خود را بیرون میکشد. با حادثه این پسر سیاه پوست انگلیس دانست که الماس زیاد در کجا وجود دارد و زمین خزانه خویش را برای پیروان دجال (صهیونست ها) بیرون کشید. معدن کشی الماس توسط یهودان که بزرگترین آنها فامیل راته چایلد بود آغاز شد. در سال 1914 به اندازه 5 بیرل الماس از این جا توسط صهیونست ها کشیده شد و سرمایه باور نکردنی بدست صهیونست ها افتاد.

Kimberley_mine_Big_Hole_South_Africa_4

صهیونست ها صاحب سرمایه عظیم بودند ولی آنقدر مردان جنگی نداشتند که بتوانند خلافت عثمانیه را ازبین ببرند بنا آنها مانند حادثه یازدهم سپتمبر یک توطیه بزرگ را طرح ریزی کردند و در تابستان سال 1914 فرانس فردیناند (Franz Ferdinand) برادر زاده امپراطور اوستریا-هنگری را به قتل رساندند و روسیه را متهم قرار دادند مانند حال که در اوکراین توسط غرب کودتا صورت گرفت و سبب جنجال های آن روسیه قرار گرفت.

این حادثه سبب جنگ جهانی اول شد و اوستریا-هنگری جنگ را با روسیه اعلان کرد. وزیر خارجه انگلیس که یک یهود سهیونست بود قبل از قبل با روسیه معاهده امنیتی امضاکرده بود. جرمنی حالت رادیده طرف هنگری را گرفت. درین میان یک قدرت بزرگ اروپایی که نمیخواست درین جنگ شرکت کند خلیفه عثمانی در آن زمان بود. ولی یک کشتی روسی برای آوردن خلافت عثمانیه در جنگ داخل حریم آبی خلافت در باسفورس شد و آنها نیز شامل این جنگ شدند.

 در 1916 اولین بار جرمنی از تحت البحری استفاده کرد که قبل از آن کسی از وجود تحت البحری آگاه نبود و انگلیس بعد از سقوط فرانسه و محاصره توسط تحت البحری های جرمنی کاملآّ بیچاره معلوم میشد و حال وقت بود که صهیونست ها انتظار آنرا داشتند.

 حال وقت رسیده بود که پول صحبت میکرد و صهیونست ها که سرمایه عظیم داشتند نزد دولت انگلیس آمده و گفتند که ما امریکا را که هیچ ارتباط به این جنگ نداشت درین جنگ دخیل میسازیم در بدل آن خلافت اسلامی را باید ازبین ببرید و انگلیس در حالت شکست این را قبول کرد. یهودان که رسانه های امریکا و پول داران امریکایی را مانند مرد پر نفوذ هنری فورد رییس کمپنی فورد را کنترول میکردند ازین دو استفاده کرده و امریکا را به نفع انگلیس در جنگ جهانی اول دخیل ساختند. حال که انگلیس از شکست نجات یافته بود جاسوسان خودرا به استانبول و عربستان فرستاده تا وعده ازبین بردن خلافت را که به یهودان داده بود عملی کند.

در عربستان جاسوسان انگلیس دو مرد را انتخاب کردند اول شریف حسین که اولاده او حال هم شاهان اردون هستند کسی که توسط خلیفه استانبول به حیث شریف حجاز مقرر شده بود. جاسوسان انگلیس برای شریف حسین شاهی عرب و هفت ملیون پوند را وعده دادند و شریف حسین با خلافت بغاوت کرده و آزادی اعلان کرد. و فرد دوم عبدالعزیز ابن سعود که اولاده او حالا هم شاهان عربستان سعودی هستند بود که آنقدر تاثیر در سیاست آنوقت نداشت بنآ او در برابر پول کم ( معاش ماهانه) خود را به انگلیس ها فروخت و بر علیه خلافت بغاوت کرد. در سال 1919 خلافت اسلامی در حال از بین رفتن بود و اردوی انگلیس بیت المقدس را تصرف کردند که یک روز بسیار خوش برای صهیونست ها و یهودان بود. در همین سال بود که اردوی یونان انتالیای ترکیه را فتح کردند و چون ترک ها از نفرت یونانیان نسبت به ترک ها خبر داشتند بسیار وحشت زده شده بودند. و اینجا بود که انگلیس مهره ترکی خویش را پیش کش کرده و اورا به حیث ناجی ترکیه جلوه دادند و مصطفی کمال به حیث قهرمان همه قهرمانان در ترکیه ظاهر شد. و سال نگذشته بود که مصطفی کمال ترکیه را جمهوری اعلان کرد و خلیفه مانند یک پاپ عیسویت در ترکیه همچنان بدون کدام قدرت اجرایی و سیاسی پاپرجا ماند که در سال 1924 جمهوری ترکیه خلافت را کاملآّ از بین برد.

بعد ازینکه خلافت عثمانیه ازبین رفت چون شریف حسین خود را نیز خلیفه اعلان کرده بود و صهیونست ها چیز را بنام خلافت اسلامی در جهان نمیخواستند به عبدالعزیز ابن سعود امر کردند تا شریف حسین را از قدرت دور بسازد که در شش ماه ابن سعود توانست شریف حسین را از قدرت به دور ساخته و شاهی عربستان سعودی را بوجود آورد. بعد از آن علمای اسلام بسیار کوشش کردند که خلافت را دو باره برپا سازند. یکی از این نهاد ها پوهنتون الازهر بود که از بین رفتن خلافت وبوجود آمدن دولت های شاهی و جمهوری را بدعت خواند و کنفرانس را خواست که در این پوهنتون دایر نماید تا خلافت را دوباره برپا سازند ولی توسط مهره های صهیونست ها موانع ایجاد شد و مسلمانان موفق به بوجود آوردن خلافت نشدند و این بدعت تا حال ادامه دارد.

طوری که در مقالات گذشته گفتیم صهیونست ها میخواهند که امپراطوری حضرت داودع و حضرت سلیمانع را برای یهودان بر پا کنند و این را دوره طلایی یهودان میدانند و لی متاسفانه آنها فریب دجال را خورده اند. آیا اسراییل ابر قدرت میشود و آیا ادامه پیدا میکند؟ بله اسراییل در صدد جنگ جهانی سوم و سقوط پول کاغذی است تا قدرت های جهانی یک دیگر را ازبین برده و اسراییل به حیث یگانه قدرت جهانی باقی مانده و کنترول پول دیجیتلی اسراییلی را بدست بگیرد و نه خیر این امپراطوری دوام نمیکند چون اینجاست که حضرت امام مهدیع و حضرت عیسیع آمده و امپراطوری اسراییلی را از بین خواهند برد و خلافت اسلامی دوباره بر پا میشود. هیچ کس وقت دقیق این واقعیات آینده را نمیداند ولی طوری که معلوم میشود بسیار دور نخواهد بود. کسانیکه قبول ندارند و میگویند این همه برای ما قبلآ گفته نشده است فقط منتظر باشید و ببینید که در جهان اسلام چی اتفاقات دیگر میبینید و اسراییل چی توطیه های دیگر را مانند حادثه یازدهم سپتمبر طرح ریزی میکند.

یکی از علایم آمدن حضرت امام مهدیع خشک شدن بحیره تیبریاس (Sea of Galilee) است که در حال خشک شدن است. حضرت امام مهدیع از مدینه میاید به مکه و مردم اورا مجبور به قبول کردن خلافت میکنند و در کعبه بین حجرالاسود و مقام ابراهیمع ایستاده شده بیعت مردم را قبول کرده و آنوقت میگوید که من مهدی هستم. و این وقت است که ما میدانیم مهدی ظهور کرده که یک اردو علیه مهدیع از شام حرکت میکند تا حضرت مهدیع را ازبین ببرند ولی زمین چاک شده و این اردو را غرق میکند و این نشانه بزرگ بزرگترین همه نشانه ها است که همه مردم خواهند دانست که همین مرد حضرت مهدیع است و بعدآ اردوی دیگری از قبیله کلب علیه او بر میخیزد که توسط او و همراهانش شکست میخورند.

وقتی خلافت توسط حضرت امام مهدیع برپاشد دجال بالای او حمله میکند و دردمشق سوریه میباشد که امام مهدیع در داخل مسجد، دجال در بیرون مسجد و یهودی ها در حالت خوشی میباشند و میگویند مهدیع را محاصره کردیم و دیگر راه فرار ندارد. اینجاست که تاریخ تکرار میشود همانند که فرعونیان خوشی میکردند زمانیکه فرعونیان حضرت موسیع را تا دریای نیل تعقیب کرده بودند و خوشی میکردند که موسیع دیگر راه فرار ندارد که خداوندج دریا را برای او باز کرد و فرعون را غرق کرد. یک بار دیگر مانند حادثه نجات موسیع حضرت عیسیع دستانش بالای بال های دوفرشته از آسمان برای نجات حضرت امام مهدیع میاید. حضرت امام مهدیع از حضرت عیسیع خواهش میکند که نماز را امامت کند ولی حضرت عیسیع میگوید خودت امام استی و خودت امامت کن. بعد از نماز حضرت عیسیع دجال را میکشد و اردوی خراسانی میرسد و یهودان را چنان میکشند که حتی سنگ ها خواهند گفت که یا مسلم یهودی در پشت من پنهان شده بیا و اورا بکش.

به امید پیروزی. گرفته شده از لکچر های شیخ عمران نظر حسین.

برای کسانیکه از حضرت امام مهدی انکار میکنند و این حوادث را قبول ندارند.

درکتاب صحیح مسلم کتاب 41 حدیث 6961 صفحه 1736

سنن ابن ماجه جلد 5 صفحه چپتر ظهور امام مهدی

سنن ابوداود، جلد چهارم، چپتر 35، کتاب مهدی

سنن ترمذی جلد چهارم، چپتر 52، 53 و 54

این کتاب ها در لینک های ذیل قابل دسترس است

  1. صحیح مسلم
  2. جلد پنجم سنن ابن ماجه
  3. جلد چهارم سنن ابوداود
  4. جلد چهارم سنن ترمذی

در بارۀ نویسنده

Hedayatullah Zaheb

تبصره ها

  • با ارض سلام
    تشكر از نوشته هاي شما، برادر عزيز سئوالي در ذهن بنده خطور كرده كه در قرآن كريم از چندين نوع ميوه نام برده شده است حتي از پشه ولي چطور از حضرت مهدي و چنين مسئله بسيار بسيار مهم چيزي ذكر نشده است، با سپاس

    • در قرآن کریم از دجال نیز یاد آوری نشده است در قرآن کریم از بسیار حوادث آخر زمان نیز یاد آوری نشده است اینها همه توسط حضرت محمد ص در احادیث بیان شده است و احادیث بسیار وجود دارد. حال اگر ما از مهدی ع انکار میکنیم از بسیار چیز های دیگر نیز باید منکر باشیم چون بسیار مسایل در احادیث بیان شده است. باز هم مربوط هر شخص است ولی ما احادیث را با کتاب هایش در مطلب گذاشتیم. خداوند ج همه ما را به راه راست هدایت کند.

      • در قران به صراحت درباره خیلی مسایل صحبت نشده مثل اینکه ما چند رکعت در روز باید نماز بخوانیم وتنها براساس سنت پیامبر عمل میکنیم اما درباره امام زمان شما را دعوت میکنم به ایات مربوط به ذوالقرنین در سوره کهف مراجعه کنید و دوست دارم به این نکات توجه کنید که:
        خداوند میگوید ذوالقرنین به سمت مغرب خورشید (جایی که خورشید غروب میکند)حرکت میکند. سوال این است :محل غروب خورشید کجاست؟ایا در غرب؟غرب کجاست؟از نظر کشور های خاورمیانه غربیترین نقطه امریکا است .اما از نظر مردم امریکا غربی ترین نقطه دنیا کجاست.غرب و شرق امری نسبی است
        خداوند میگوید هرکه را میخواهی عذاب کن و هر که را می خواهی ببخش . این ذوالقرنین کیست که خدا به او قدرت عذاب و بخشش میدهد؟ قدرتی که حتی به پیامبر اسلام نیز داده نشد.و ذوالقرنین در ادامه به مردمی که در مغرب خورشید با انان روبرو شده میگوید :((قال من ظلم فسوف نعذبه ثم یرد الی ربه فیعذبه عذابا نکرا و اما من امن و عمل صالحافله جزائ الحسنی و سنقول له من امرنا یسرا)) در این دو ایه یک نکته مهم دیده میشود و ان این که وقتی ذوالقرنین از وعده عذاب برای مردم صحبت میکند از(( فسوف)) استفاده میکند ولی برای مردمی که ایمکان اوردند از ((س))استفاده میکند در واقع زمانیکه ((سوف)) و((س)) به فعل اضافه میشود زمان جمله در زمان اینده تبدیل میکند اما تفاوت ((سوف))و ((س))در این است که(( سوف)) برای اینده دور به کار میرود ولی ((س))برای اینده نزدیک به کار میرود.سوال این است که چرا وقتی ذوالقرنین حرف از عذاب میزند ان را به اینده محول میکند ولی زمانیکه از جزا صحبت میکند از اینده نزدیک صحبت میکند؟
        سپس در قران گفته میشود ذوالقرنین به سمت مشرق شمس حرکت میکند. مشرق شمس کجاست ؟ محل طلوع خورشید کجاست ؟ اگر در شرق است این شرق کجا میشود؟شرق و غرب هردو امری نسبی هستند.
        در واقع از نظر بنده منظور از اینکه ذوالقرنین به محل غروب خورشید میرود جاییکه مردم ظالم را میبیند این است که امام مهدی به علت ظلم مردم غروب کرد و از میان مردم میرود و منظور از اینکه ذوالقرنین به سمت طلوع خورشید میرود و مردمی را میبیند که دوست ندارند حرف کسی را بفهمند زمانی است که امام مهدی طلوع میکند وبا مردمی که فقط حرف امام مهدی(ذوالقرنین)را میفهمند روبرو میشود و مردم از او میخواهند بین انان و ظالمان(یاجوج و ماجوج) فاصله اندازد.
        در این ایات مطالب زیاد دیگه ای وجود داره اما بقیه را به خودتون محول میکنم

  • خواننده‌ی عزیز و گرامی! ای کسی که در تلاش حقیقت و در راه رسیدن به اسلام خالص و دین بی‌آلایش الله متعال و پیروی از سنتهای رسول مکرم اسلام ص و آل اطهار و صحابه‌ی اخیارش همواره کنجکاو و پر تلاش و خستگی ناپذیرید! بیایید یکبار دیگر با خدای خودمان عهد و پیمان ببندیم که جز رضا و خوشنودی ذات متعال او مقصود و هدفی در زندگی نداشته باشیم و جز حقایق دین, و اسلام خالص و توحید بی‌آلایش از چیز دیگری پیروی نکنیم!
    بیایید با خدای خودمان تجدید پیمان که همه‌ی سخنان را بشنویم و آنگاه بهترین آنرا پیروی نماییم! وهر دروغ و خرافاتی را هر چند که به لباس دین و نقاب انتساب به بزرگان و پیشوایان دینی مزین باشد بدون تحقیق و دلیل و برهان قابل قبول نپذیریم, تا در پیشگاه بزرگ و مقتدر شرمسار و سرافکنده و خوار و زبون نباشیم.
    خواننده‌ی عزیز و گرامی! شما نیز مانند سایر انسانهای عاقل و هوشمندی که به منافع و مصالح خودشان می‌اندیشند و همواره در تلاشند که مبادا کاری کنند که نتیجه‌اش پشیمانی باشد یا ضرری به آنان برسد شما نیز حتما از همین انسانهای عاقل و زیرک و هوشیارید و طبعا دوست ندارید که خدای ناکرده در امتحان بزرگ الهی مردود شوید, لذا حتما سعی و کوشش و تلاش خواهید کرد که در امر دین و عقیده که سرنوشت آینده و ابدی هر کس به آن بستگی دارد مقلد و پیرو دیگران نباشید, این یک امر مسلّم است و همه‌ی علماء و دانشمندان اسلامی اعم از شیعه و سنی نه تنها این را باور دارند بلکه همواره بر آن تأکید می‌کنند و در گفته‌ها و نوشته‌هایشان تصریح می‌کنند که در مسائل عقیده نباید از دیگران تقلید کرد, بنابراین عاقلانه نیست که کسی در مسائل اعتقادی مقلد دیگران باشد (اگر چه در مسائل جزئی تقليد برای عامی جائز می‌باشد) و در مسائل اصولی و عقیدتی بدون اینکه دلیل و برهانی بپرسد فقط ببیند که دیگران چه می‌کنند او نیز همان کار را بکند, دیگران چه می‌گویند او هم همان حرفهای آنان را تکرار کند!! این کار خلاف عقل و دین و دانش است.
    پس هر مسلمان مکلف باید بداند که به آنچه ایمان دارد, چرا ایمان دارد؟ برای این ایمان و باورش چه دلائل علمی و منطقی دارد؟! آیا شما نیز گاهی از خود پرسیده‌اید که مثلا برای توحید و یکتاپرستی چه دلائلی دارید؟! یا عکس آن بعضی‌ها برای قبرپرستی (نه زیارت قبرستان که سنت است) و مرده پرستی چه دلائلی دارند؟! و برای لعن و نفرین صحابه و خاندان پیامبر و دل آزاری آن حضرت ص چه دلائلی دارند؟! برای شرک‌پروری و بدعت‌گزاری و اختلاف اندازی و تفرقه افکنی در بین مسلمانان بدین وسیله چه دلائلی دارند؟! برای ساخت و تزیین آن همه قبر و بارگاه چه دلائلی دارند؟! برای غبار روبی مرقد امام رضا ؛ اشک عبودیت بر آن ریختن و پیشانی ذلت و بندگی بر آن ساییدن چه دلائلی دارند؟! برای زنجیر به گردن بستن و قفل آویزان کردن و زنجیر و قمه زدن, و نذر و نیاز مشرکانه انجام دادن چه دلایلی دارند؟! برای یک شخصیت موهوم و ساختگی و تخیلی غیر موجود آن همه کرنش کردن و آن را صاحب الزمان لقب دادن و تمام اختیارات جهان هستی را به او سپردن و نعوذبالله خدای قادر و مقتدر و رب کائنات را بی‌اختیار کردن چه دلائلی دارند؟! ائمه‌ی بزرگوار دین و خدمتگزاران شرع متین و بندگان مخلص الله متعال را همه کاره‌ی این جهان و آن جهان دانستن چه دلایلی دارند؟!
    (إیاب الخلق إلیکم وحسابهم علیکم وفصل الخطاب عندکم).
    ترجمه: ای امامان! بازگشت مخلوقات بسوی شماست!! و حساب آنان بر شماست!! و حرف آخر حرف شماست!! (مفاتیح الجنان دعای جامعه کبیره).
    در حالی که خداوند در آخر سوره‌ی غاشیه می‌فرماید: «إن إلینا إیابهم ثم إن علینا حسابهم». ترجمه: بازگشت مخلوقات بسوی ماست و حساب آنها هم بر ماست!
    برای این کلمات و اعتقادات مشرکانه چه دلائلی دارند؟! برای اینکه علی ؛ و س را (قسیم الجنه والنار) «تقسیم کننده‌ی بهشت و دوزخ». معرفی می‌کنند در حالی که این عقیده با قرآن تناقض و تضاد دارد چه دلائلی دارند؟!
    وخلاصه تمام اختیارات این جهان هستی را به بندگان خدا سپردن کجایش با عقیده آن بزرگواران سازگاری دارد؟ و کجایش دین و اسلام و توحید است؟, جالب این است که اسم این خرافات و شرکیات و خزعبلات اسلام ناب محمدی است به به!!
    بگذریم: خواننده‌ی عزیز و گرامی! پس باید به دنبال دلیل بود, و هر دروغ و خرافه‌ای را به اسم دین نباید پذیرفت.
    اقامه خلیفه بر همه مسلمانان در هر قطری از جهان که باشند فرض میباشد و اقدام بر آن مانند انجام هر فریضه دیگری که الله سبحانه و تعالی بر مسلمین فرض ساخته است امر حتمی ولازمی بوده ، اختیار و کاستی در اجرای آن راه ندارد، و هرگونه کوتاهی و سهل انگاری در امر ایجاد آن گناهیست از گناهان بزرگ که الله سبحانه و تعالی مرتکبین آنرا به عذاب شدید گرفتار خواهد کرد.
    دلیل بر وجوب اقامه خلیفه بالای تمام مسلمانان: کتاب، سنت و اجماع صحابه است.
    دلیل از کتاب (قرآنکریم) : الله سبحانه وتعالی پیامبر ص را دستور داده است تا میان مسلمانان بما انزل الله ( آن چه الله سبحانه و تعالی نازل کرده است ) حکم کند و امر الله سبحانه و تعالی درین جا به شکل جازم میباشد. چنان چه خطاب به رسول الله ص فرموده است:
    فاحکم بینهم بما انزل الله ولا تتبع اهواء هم عما جاءک من الحق
    پس میان مردم به آنچه الله نازل کرده است فیصله کن و در مورد آن چه بر تو از حق آمده است پیرو خواهشات ایشان مباش . المائده 48
    هم چنان فرموده است:
    وان احکم بینهم بما انزل الله ولا تتبع اهواءهم واحذرهم ان یفتنوک عن بعض ما انزل الله الیک…
    و ( به تو ای پیامبر فرمان می دهیم به این که ) میان آنان طبق چیزی حکم کن که الله بر تو نازل کرده است و از امیال و آروز های ایشان پیروی مکن، و از آنان بر حذر باش که ( با کذب و حق پوشی و خیانت و غرض ورزی ( تو را از برخی چیز های که الله بر تو نازل کرده است به دور و منحرف نکنند ( و احکامی را پایمال هوی و هوس باطل خود نسازند) المائده، 49
    این جا خطاب به پیامبر ص خطاب به امت وی است تا وقتی که دلیل خاص کننده موجود نباشد و این جا کدام دلیل خاص کننده موجود نیست پس خطاب مذکور متوجه همه مسلمانان است برین که احکام الهی را اقامه (برپا) نمایند، و اقامه خلیفه چیزی دیگری نیست جز اقامه حکم و سلطه. علاوتاً الله سبحانه وتعالی اطاعت اولوالامر ( حاکم) را بر مسلمان ها فرض گردانیده است، آن چه که دلالت بر وجوب وجود اولوالامر بالای مسلمانان دارد. چنان چه الله سبحانه وتعالی فرموده است:
    یایهاالذین امنو اطیعو الله و اطیعوا الرسول واولی الامر منکم
    ای مومنان ! از الله و رسول اطاعت نمایید و از اولوالامر خود ( حاکم تان) نیز فرمان برید. النساً، 59
    الله سبحانه و تعالی امر به پیروی از کسی نمی کند که وجود نداشته باشد، پس حکم مذکور دلالت برین دارد که ایجاد اولوالامر واجب است.
    پس هر گاه الله سبحانه و تعالی به اطاعت حاکم امر می کند، یقیناً که این خود امر به ایجاد حاکم میباشد. زیرا بدون شک اقامه احکام شرعی با موجودیت ولی امر مرتب می شودو خود داری از ایجاد حاکم ضایع شدن احکام شرعی را در پی دارد. لذا ایجاد حاکم واجب است چون در عدم آن ارتکاب حرام صورت می گیرد که آن ضایع ساختن احکام شرعی است.
    دلیل از سنت: مسلم از طریق نافع از ابن عمر رض روایت کرده که وی فرمود: از پیامبر ص شنیدم که فرمود:
    {من خلع یداٌ من طاعه لقی الله یوم القیامه لا حجه اله، ومن مات ولیس فی عنقه بیعه مات میته جاهلیه}
    کسی که از اطاعت ( با خلیله) دست کشید در روز قیامت در حالی که با الله رو برو می شود که دلیلی ندارد، و هرکه در حالتی بمیرد که بیعت (باامام یا خلیفه) در ذمه وی نباشد به مرگ جاهلیت مرده است.
    این جا واضع می شود که پیامبر ص برای هر مسلمان این را واجب ساخته است که در گردنش بیعت باشد ومرگ شخصی را که بدون داشتن بیعت می میرد، مرگ جاهلیت توصیف کرده است. البته بیعت به غیر از خلیفه برای کس دیگری صورت نمی گیرد. در واقع رسول ص بر هر مسلمان واجب ساخته است که در گردنش بیعت برای خلیفه باشد، نه این که هر مسلمان افاده می کند. پس موجودیت خلیفه چیزیست که بیعت بر دوش هر مسلمان ایجاد می کند، برابر است که بالفعل بیعت را انجام دهد یاخیر . بدین اسا حدیث متذکره ، دلیل بر وجوب نصب خیلفه بوده و بر وجوب بیعت هر فرد برای خیلفه دلالت نمی کند. زیرا آن چه رسول الله ص مذمت است، خالی بودن گردن مسلمان از بیعت تا زمان مرگ می باشد، نه عدم بیعت.

    پس ای علما، حاکمان وکسانیکه منتظر امام مهدی هستید، این امت در چه ظلم، تجاوز و کشتار بیخانمان که نیست زنده گی میکنند آیا بالای ما واجب نیست که دست به کاری شویم تا این امت را از ظلم و ستم نجات بدهیم و یا دست زیر علاشه نشسته این همه را تماشا نمایم و منتظر امام مهدی باشیم؟!!
    پس این قرآن، سنت، اجماع، قیاس که برای ما الله سبحانه و تعالی محمد ص و جلفای راشین گذاشته اند، چه به دردی میخورد، آیا از این همه در آخرت از ما سوال نخواهد شد؟ آیا بگویم که ما منتظر امام مهدی بودیم ویا خیر؟
    الله سبحانه و تعالی انسان را به درجه اشرف مخلوقات فضیلت داده است. طوریکه می فرماید: وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلاً [ الإسراء:70] و آنها را بر بسيارى از آفريده‏هاى خود برترى آشكار داديم.
    به انسان عقل داده، استعداد فکری برایش اعطا نموده تا از وقایعی پند بگیرد که در پیرامون انسان می گذرد، خیر و شر را بشناسد و وقایع خیر را گسترش دهد و از وقایع بد خود را باز دارد. طوری نباشد که این وقایع را طوری نادیده بگیرد که انگار هیچ اتفاق نیافتاده است. و همه چیز را به امام مهدی بسپارند.

    یک موضوع را باید برای تان روشن بسازم اینکه این مقاله نوشته شد ه توسط فارس ویا ایرانی های امروز نوشته گردیده است ، و آنها کسانی هستند که امام مهدی را کنترول کننده تمام زمین و زمان قرار میدهند و آنها کسانی هستند که باعث از شهید ساختن حضرت علی رض ، امام حسن و امام حسین گردیدند که تا امروزه ده فرق فرق خود میزنند،
    اينها دوستداران پيامبر و عترت او نيستند، بلكه دوستداران پيامبر و عترت او كساني هستند كه آنها را ستوده و تمجيد كرده‌اند و حقشان را ادا كرده‌اند و در مورد آنها كوتاهي نورزيده‌اند.
    ديدگاه اهل بدعت ديدگاهي نيست كه خاستگاه آن اتباع و پيروي كردن باشد، و بلكه يك احساس ملي‌گرايانه فارسي است، بنابراين آنها به اسلام و كفر نگاه نمي‌كنند و بلكه با اين ديدگاه مي‌نگرند كه ما فارس هستيم و آنها عرب. و امور ذيل دليلي بر اين واقعيت هستند:
    – آنها سلمان فارسي را گرامي مي‌دارند و تعظيم مي‌كنند و چنان پيش رفته‌اند كه گفته‌اند بر او وحي مي‌شود ، و ديگر اصحاب را گرامي نمي‌دارند و فقط او را تعظيم مي‌كنند كه فارسي است.
    – فرزندان حسين را تعظيم مي‌كنند و گرامي مي‌دارند چون زن حسين شهربانو دختر يزدگرد مادر علي بن حسين بود بنابراين معتقدند كه نسل و نژاد خوب و نيك ساساني با نژاد هاشمي پيوند خورده است، و فرزندان حسن را گرامي نمي‌دارند .
    – مي‌گويند كسري در جهنم است و آتش بر او حرام است ، چرا؟! چون آنها فارسي هستند و كسري را تعظيم مي‌كنند و حتي با آن كه كسري در حال كفر مرده مي‌گويند آتش بر او حرام است.
    – و يكي از متأخرين شيعه به نام احقاقي حائري مي‌آيد و درباره اصحاب پيامبر كه سرزمين فارس را فتح كرده‌اند مي‌گويد: اينها عرب‌هاي باديه‌نشين و اوباش و شهوت‌پرست بودند كه تشنة عفّت و ناموس زنان فارس بودند .
    اصحاب پيامبر ص را اينگونه توصيف مي‌كنند، و زنان فارس را كه مجوس بوده‌اند چنان توصيف مي‌كند، و مي‌گويد آن زنان عفيف و پاكدامن بوده‌اند و در مورد اصحاب پيامبر ص مي‌گويد: كه آنها تشنه عفّت و ناموس زنان فارسي بودند، پس مسئله آنها مسئله اسلام و كفر و امامت علي يا كسي ديگر نيست، بلكه ديدگاه آنها ديدگاهي ملي‌گرايانة محض است.
    و همچنان پاسخ به اینکه گفته اند لشکری از شام بخاطر نابودی امام مهدی میاید که زمین شکاف میشود و لشکر شام در آن غرق میشود.
    الله سبحانه و تعالی شام (سوریه) و اهلش را دوست میدارد و او تعالی شام و مردمش را انتخاب کرده است.
    به قول زید ابن ثابت انصاری رضی الله عنه می فرماید که پیامبر صلی الله و علیه وسلم فرموده است:
    خبر خوش، آه خبر خوش برای شام! آه خبر خوش برای شام!
    زید رضی الله عنه جواب داد که ای پیامبر ص برای کدام دلیل؟ او فرمود که فرشتگان خدا بال های خویش را برای شام پهن نموده اند، خجسته باد اهل شام، خجسته باد بر شما ای اهل شام
    شاهد و میانجی شما، پیامبرتان است، یقینآ که چنین است، زیرا از رسول الله ص شنیدم که می گفت:

    هر آن کسی که در مقابل مشقت و مصیبت صبر پیشه کرده است،
    خجسته باد بر شما ای اهل شما ! خجسته باد
    خجسته باد! بر کسانی که در سر زمین شام صبر پیشه می نمایند،
    خجسته باد، بر آنانی که در راه لا اله الا الله خود را قربانی می نمایند، آنان هیچگاه آشفته و رنجیده نمی گردند،
    زیرا به الله سبحانه و تعالی باور مسحتکم دارند.
    طبرانی، به قول صحیح از ابو امامه رضی الله عنه روایت می نماید، که رسول الله ص فرموده:
    برگزیده ترین سر زمین الله سبحانه و تعالی شام است، آیا میدانید که در این حدیث چرا این قدر تاکید زیاد روی سر زمین شما صورت گرفته است؟
    می گوید: برگزیده ترین سر زمین الله سبحانه و تعالی، همانا سر زمین شام است، و در آن برگزیده ترین بنده گان الله سبحانه و تعالی به سر می برند، بدون شک او ص راست گفته است.
    ما هیچگاه، همچو صبر به مانند صبر اهل شام و ثابت قدمی به مانند ثابت قدمی آنها، جراتی به مانند آنها ندیده ایم. تا امروز بیش از 9000 نفر به دستان ناپاک بشار ذبح و قتل عام گردیه است بعد از انقلاب اهل شام، که چهار سال میشود که مجاهدین مخلص شام در مقابل دولت کفری بشار اسد انقلاب نموده اند،
    می دانید که اگر شام فاسد شود، این به چی معناست؟
    به نقل از اما احمد الترمذی و ابن حبان که محمد ص فرمودند: اگر اهل اشام فاسد شوند هیچ خیر در میان شما نخواهد بود، اگر اهل شام فاسد گردد، دیگر هیچ خوبی در وجود هیچ یکی از شما نخواهند دید !
    آنها هیچگاه نگران نیستند و تا روز رستاخیز غمگین نمیشوند آنها که رو میگردانند و فراموش شان میکنند بدانند که الله سبحانه و تعالی اهل شام را پیروز وفاتح می گرداند، و هیچگاه به خواست الله تعالی شکست نخواهند خورد، توسط دعا ها و التماس های مسلمانان، ثابت قدمی و ایستاده گی مسلمانان صادق. ولی آیا این کافیست؟
    آنهایکه در وقت ضرورت به مومنین نصرت میدهند. بدانند که الله تعالی به آنها در وقت که نهایت نیازمند هستند نصرت خواهد داد و آنهاییکه در وقت نیازمندی مومنان از آنها رو میگردانند، الله سبحانه وتعالی از آنها رو خواهد گشتاند.
    همچنان الله سبحانه وتعالی فرموده است: در آخر زمان وقتیکه امت من پارچه پارچه میشود از جای که بیرق من بلند میشود، اولش از شام، است، دومش از عراق است و سومی اش از یمن است، گفتند یا رسول الله ص پس اول باید همرای کدامشان برویم؟ جناب روسول الله ص فرمود، همرای اهل شام، و اگر شام نبود همرای عراق ، و اگر عراق نبود همرای یمن بروید، و امروز میبینیم که کفار حتی از احادیث استفاده نموده اند که گروهی به نفع امریکا کار میکنند که به نام دولت اسلامی عراق و شام ( داعش ) نامگذاری نموده اند، تا بتوانند از ظهور واقعی خلافت جلو گیری نمایند،
    و ان شا الله شام که قبلآ هم گفتیم که بیش از چهار سال است که در مقابل دولت کفری بشار اسد قیام نموده است که ان شا الله پیروز و کامیاب است و ان شا الله خلافت از همانجا بر منهج نبوت قایم خواهد گردید.
    حزب التحریر که بیش از شصت سال برای اقامه خلافت بر منهج نبوت کار و فعالیت مینمایند ان شا الله در آینده نزدیک خلافت بر منهج نبوت قایم خواهد شد،
    این همه مسوولیت بر دوش امت رسول الله ص است که بنابر روش رسول الله ص ( تثقیف، تفاعل و طلب النصره) همانند برادران دیگر خود که در بیش از 50 کشور جهان کار و فعالیت مینمایند، کار و فعالیت نمایند،
    ان شا الله خداوند خیر عظیمی نصیب تان خواهد نمود،
    قال رسول الله ص:
    ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ
    و خـــــــلافـــــــت دوبـــــاره به منهج نبــــــــوت قایم خواهد شــــــد
    جزاک الله الخیر

    • برادر محترم اول اینکه ما نگفتیم که تمام اهل شام این کار را میکند صرف یک اردو و آن هم در آن زمان.
      دوم اینکه ما مانند شما برای منافع شخصی کار نمیکنیم.
      سوم ما از دولت ایران و کار های که میکنند نفرت داریم.
      چهارم ما نگفتیم که منتظر مهدی بوده کدام کار برای اسلام نکنید.
      و چهارم اینکه این نظریات هیچ ربط به برادران تشیع ندارنو .
      و در آخر لطفا کوشش نکنید که بخاطر قبولاندن نظریات تان از تعصب کار بگیرید.
      و تمام احادیث که یاد آوری شده در مطلب مربوط کتاب های اهل سنت میباشد.
      تشکر از شما

      • نخیر برادر ما بخاطر منافع شخصی خود کار نمیکنیم،‌از شما یک خواهش دارم لطفآ درباره این حزب کمی تحقیق کنید و بعد نظرتان را بگوید، این حزب در بیش از 55 کشور جهان و بیش از 60 سال به رهبری یک امیر مطابق منهج رسول الله ص برای اقامه خلافت اسلامی کار میکنند و من یک شخص عادی که در حلقات دروس این حزب اشتراک دارم، هستم. و کاملآ‌ در باره این حزب معلومات دارم که از هیچ ارگان و مرجع دولتی ویا غیری دولتی حمایت نمیشود حتی در کشور عربی ، هرکس درین حزب بخاطر خیر پاداش آخروی و بنابر دلایل شرعی که قبلآ ذکر کردم،‌ که اقامه خلیفه بالای مان مانند سائر فرایض فرض میباشد کار و فعالیت میکنند بدون کدام مزدی، آیا تو بخاطر مشهور شدن این ویب سایت( مبارزه) کار مجانی میکنی؟
        و مقاله را که در باره اهل بدعت ذکر کردم از روی تعصب نیست بلکه یک حقیقت واضع و روشن است، که شما بهتر میدانید
        به گفته اهل بدعت امام مهدی اما دوازدهم آنها است. و در آخر زمان ظهور خواهد، البته بدون شک که ان شا الله ظهور خواهد کرد، اما اینکه چگونه و چی وقت و درکجا و امام مهدی کی خواهد بود کسی نمیداند جز الله، به نظر من امام مهدی کسی خواهد بود که بتواند خلافت اسلامی را دوباره به پا استاد کند.
        همچنان این مقاله شما مردم را که درست آگاهی ندارند از کار و فعالیت حتی قبول کردن برای اقامه خلیفه باز خواهد ماند، و فرض که الله سبحانه وتعالی بالای شان گذاشته فراموش خواهند کرد و دست زیر علاشه نشسته انتظار امام مهدی را خواهند کشید مثل که اهل بدعت همینطور هستند، وقتی در باره خلافت اسلامی همرای شان صحبت کنی میگویند ما منتظر امام مهدی هستیم…!!!
        و در آخر من شما را مخلصانه در این حزب و بر پذیرش خلافت اسلامی دعوت میکنم، این دعوت من را بعد از تحقیق و بررسی و معلومات بیشتر تان در باره این حزب و بطور اختیار کامل تان قبول نمائید.
        برای معلومات بیشتر به ویب سایت:www.ht-afghanistan.com فرمائید.
        تشکر.

        • برادر عزیزم من برای مشهور شدن نه بلکه بخاطر جبران گناهانم این وب سایت را ساختم چون من از کسانی بودم که از نظام دجالی آمریکا حمایت کردم و کسی نبود که حقیقت منطقی برایم بگوید. من هیچ گاه نگفتم که او امام دوازدهم است و یا اینکه در کدام سال و جای میآید. و سوم از حزب شما بدگویی هم نکردم و نمیکنم و فایده شخصی هم به شما ربط داشت چون شما بدون شناخت از من مرا از جاسوسان فارس خطاب کردید. اگر توانستید خلافت برپا کنید اولین بیعت کننده مرا خواهید یافت. به امید روز که خلافت واقعی را ببینیم…. تشکر

          • بسیار کار نیک میکنید برادر محترم،‌ اگر همه ما واقعآ‌ متوجه اشتباهات خود گردیم بدون شک که خداوند دین خود را بواسطه بنده های نیک و صالح خود نصرت خواهد داد،‌ البته باید واضع تر بگویم که مخاطب سخنان من شما نبودید، چون میدانم که شما از اهل سنت هستین،‌ و هدف من صرف متوجه ساختن شما، نه تنها شما بلکه این وظیفه ما است تا بنده های صالح خداوند را متوجه یکی از فرایض فراموش شده ی شان بسازیم،‌ پس منظور من هم همین بود و بس،‌ و بدون شک که خلافت آمدنی است چون رسول الله ص مژده بازگشت آنرا بعد از سقوط آن برای امت خود داده است، پس کار برای پرپایی خلافت تنها فرض من ویا فرض افراد این حزب نیست بلکه بالای تمام امت اسلامی فرض میباشد، مخصوصآ‌ اهل خرد ویا علما، من از شما یک خواهش دارم لطفآ خودتان تمام حوادث و حالت امت را تحت برسی دقیق گرفته و بعد قضاوت کن که چی بهتر است برای دوباره زنده شدن و به پا استادن این امت، و آنگاه منحیث یک فرد عاقل و دانا متوجه تمام فرایض خود خواهد گردیدی.

          • مبارز صاحب درقصه حرف های مزخرف اینها نباش آفرین به شما که از این همه مسایل برادران مسلمان ات را باخبر میسازی.تشکر

  • به امید همدست بودن همه برادران مسلمانم که اصل جهاد را در پیش گرفتید و انشاالله همه پیروز هستید. به بنده هم دعا کنید تا از جمع آنهای که واقعآ بخاطر دین اسلام جهد میکنند باشم.

  • (إیاب الخلق إلیکم وحسابهم علیکم وفصل الخطاب عندکم)
    جمله پشت سرش ره باید با این جمله ربط میدادی ..
    هنوز بچه تر از آنی هستی که مذهب جعفری ره زیر سوال ببری .

  • هدف بنده جناب محترم ضیاءالله بود …به آدمین صفحه بر نخورد.
    کسی در رابطه با زیارت جامعه کبیره حرف زده بود و ترجمه آورده بود که حساب رسی آخرت به به دست امامان شیعه هست هههههههههه

برای hayatullah پاسخی بگذارید لغو پاسخ