اسلامی

آیا خون شکننده وضو است؟

خـون چیست؟

علماء در تعریف خون مینویسند: خون عبارت از یک مایع سرخ رنگی است که در تمام رگ‌های بدن انسان جریان دارد، وتوسط همین خون است که جسم تغذیه میگردد. طعم خون متمایل به شوری است، ودارای بوی مخصوص میباشد. خون از کرویات سفید و سرخ و پلاسما ترکیب یافته است. خون نقش حیاتی را در جسم انسان دارا میباشد. طب امروزی برای تشخیص درد و پیدا کردن عامل اصلی امراض(دیاگنوز)، اکثراً به معاینات ویا هم معاینات لابراتواری مراجعه میکنند.

حکم خون در اسلام:

کلمـﮥ « خون » که درعربی آنرا « دم » گویند در در قرآن عظیم الشان ( 10) بار ذکر شده است. پروردگار با عظمت ما در چهار سوره ی قرآن عظیم الشان با الفاظ مختلف به خون و پرهیز از خوردن آن اشاره کرده است. در سه آیه با الفاظ شبیه به هم آمده « إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةَ وَالدَّمَ….» ولی در سوره‌ ( انعام آیه‌ 145 ) این گونه آمده است: « بگو ای پیامبر در احکامی که به من وحی شده، من چیزی را که برای خورندگان طعام حرام باشد نمی‌یابم جز آنکه مردار حیوان باشد. یا خون ریخته یا گوشت خوک باشد که آن پلید است.»

موضوع خوردن خون در میان اقوام و ملل جهان سابقه‌ای طولانی داشته و در دوران جاهلیت یعنی قبل از اسلام نیز مردم خون را می‌خوردند آنها گوسفند را سر نمی‌بریدند که مبادا خونش بریزد و از بین برود. بلکه با گرفتن خون از طریق رگ زدن، از خون شان استفاده می نمودند.

بعد از ظهور اسلام و نزول آیات الهی از قرآن عظیم الشان درین مورد ، مبارزه شدیدی با خوردن خون آغاز گردید وخوردن خون در قرآن عظیم الشان بصورت مطلق ممنوع شد.

قرآن کریم میـ‌فرماید: « بگو ای پیامبر! در احکامی که به من وحی شده چیزی که برای خورندگان طعام حرام باشد نمی‌یابم جز آنکه مردار باشد یا خون ریخته ». خداوند متعال در سوره‌( مائده آیه‌ 3 ) تأکید میـ‌کند که حیوانات حلال گوشت را ذبح نمایید. ذبح شرعی با بریده شدن وقطع رک ها و شریان‌های بزرگ (چهار رگ اصلی) باعث خروج تمام خون بدن حیوان می‌شود و دست و پا زدن حیوان ذبح شده نیز به این امر کمک میـ‌کند.

بسیارى از مفسرین وفقها، خرید و فروش و هر نوع استفاده اى از خون را حرام اعلام داشتند .علت اساسی این در این نهفته بود که : اعراب بجز از خوردن خون در فکر استفاده دیگری از خون نبودند، بنآ دین مقدس در نص صریحی قرآنی آنرا حرام اعلام داشت ، وخون را یکسره در ردیف محرمات ونجاسات قرار داد. ولی در باره خون انسان، نه از حلیت سخنى گفتند ونه از حرمت آن زیرا، فایده و منفعت عقلانی و مفید و کارساز، براى خون انسان متصور نبوده است که فقها آن را به بحث بگذارند که آیا چنان استفاده اى از خون رواست، یا ناروا. از آن جا که امروز، منافع کثیرى براى خون وبخصوص برای خون انسان کشف شده، این بحث مطرح مى شود که مفاد ادله حرمت استفاده چیست؟

آیا مطلق بهره بردارى وخرید وفروش آن حرام است, یا فقط آشامیدن آن و خرید و فروش در راستاى منافع حرام؟ آیا ادله اى که فقها اقامه کرده اند بر حرمت خون، خون انسان را که در طب امروزی مقام مهمی را دارا میباشد ،ودر معاینات مریضان از آن استفاده وسیع مى برند، در برمى گیرد؟ یا خیر منظور آنان فقط خون حیوان بوده و آن هم (اکل) و یاخرید و فروش آن . طوریکه ملاحظه میگردد ،حرمت خون درنصوص شرعی که در فوق تذکر یافت با توجه به قرائن موجود، به اعتبار (خوردن) است، نه هر نوع استفاده و بهره برداری دیگر از خون.

هر حرام نجس نیست ولی هر نجس حرام است!

نجاست و طهارت اشیاء احکام وضعی و تکلیفی اند که در دین اسلام وسایر شرایع، چنین احکامی وجود دارند. در دین مقدس اسلام اصل بر طاهر و پاک بودن اشیاء است مگر آنکه دلیلی بر نجاست آن در شریعت وارد شده باشد. نجاست اشیا به دلایل متعدد است، یا به جهت خبیث و زشت بودن ظاهر آن‏ها و تنفر طبیعت انسانی از آن‏ها نجس شده‏اند، مانند بول و غایط یا به جهت خبث و زشتی باطنی آن‏ها مانند کافر و یا به جهت ضرروزیانی که می تواند داشته باشد مانند سگ، یا به دلایل دیگر که برخی از آن‏ها در شریعت اسلام بیان شده و برخی بیان نشده‏اند. در مورد علت نجاست خون، در روایات به موردی دست نیافتیم که علت و فلسفه آن را بیان کرده باشد.

شاید علت و سبب آن وجود بعضی ازامراض و انتقال برخی از مریضی به واسطه خون است و یا به نوعی طبع انسان از آن دوری می کند. نه در زمانی که در بدن است، حتی در بعضی از موارد، برخی از خون‏ها حکم نجس را ندارند، مثلاً خون حیوان حلال گوشت که پس از ذبح شرعی، اگر مقداری از خون که در گوشت باقی بماند ، در حکم خون طهار بشمار میرود، وفقها بر پاکی آن حکم صادر نموده است .

نکته آخر این که علت اصلی و واقعی و به تعبیر دیگر « علت تامه» احکام و از جمله نجاست و طهارت اشیا برای ما مشخص نیست و آنچه در روایات امده و علت بعضی از احکام را بیان کرده است، تنها حکمت‏ها و علت ناقصه را بیان کرده‏اند. علت واقعی و حقیقی این احکام و مصلحت و مفسده‏های واقعی که در آن‏ها وجود دارند، برای ما کاملاً مشخص نشده‏اند . طوریکه قبلآ اشاره شد ، حکمت وفلسفه حلال وحرام برای ما انسانها دقیقآ معلوم نیست که ،اگرچه حکمت وفلسفه آن نزد پروردگار مصلحت واقعی و حقیقی دارد که ما از آن‏ها خبر نداریم و به همین خاطر باید تعبداً آن‏ها راقبول کرد.

این را باید قبول نماییم که، نجاست و حرمت خون از این امر مستثنا نبوده و نجاست و حرمت مبتنی بر مفاسد و پیامدهای منفی است که در خوردن خون وجود دارد. به نظر میرسد بین نجاست خون و حرمت خوردن آن رابطه وجود دارد، یعنی به دلیل زیان‏هایی که در خوردن وجود داشته، اسلام اول به نجاست آن حکم صادر کرده است. وبعد از آن به خوردن آن تا مسلمانان از ان پرهیز نمایند.
یکی ازمفسرین در تفسیر آیه( 173
سوره بقره ) میفرماید : دومین چیزی که در آیه تحریم شده «خون» است. خونخواری هم زیان جسمی دارد و هم اثر سوء اخلاقی، چرا که خون از یک سو ماده کاملاً آماده‏ای است برای پرورش انواع میکروب‏ها.
تمام میکروب هایی که وارد بدن انسان میشوند، به خون حمله میکنند. و آن را مرکز فعالیت خویش قرار میدهند، به همین دلیل کرویات سفید که محافظین و سربازان جسم اند ، همواره در منطقه خون پاسداری میکنند تا میکروب‏ها به این سنگر حساس که به تمام مناطق بدن ارتباط نزدیک دارد، راه پیدا نکنند. مخصوصاً هنگامی که خون از جریان میافتد و به اصطلاح میمیرد، وکرویات سفید از بین میرود، زمانیکه کرویات سفید از بین روند ویا در وجود تقلیل یابند، امکان نفوذ میکروب ها در بدن گسترش می یابد. اگر توجه بفرمایید زمانیکه خون در وجود انسان لخته ویا بمیرد از جمله ، آلوده‏ترین اجزای بدن انسان و حیوان مبدل میگردد.
در روایت اسلامی آمده است که : «آنها که خون میخورند، آن چنان سنگدل میشوند که حتی ممکن است دست به قتل پدر و مادر و فرزند خود بزنند
». به خاطرهمین زیان‏های اخلاقی، روانی و جسمی خون بوده است که اسلام هم به نجاست آن حکم نموده و هم به تحریم آن: « انّما حرّم علیکم المیتة الدّم و لحم الخنریر…» ( خداوند تنها مردار، خون و گوشت خوک و آن‏چه را با نام غیر خدا سر بریده‏اند، بر شما تحریم کرده است) در اسلام از خوردن خون نهی و به نجاست آن حکم صادر شد ، اما استفاده‏های معقول مانند تزریق خون برای نجات جان مجروحان و مریضان و مانند آن، در شرع اسلام کدام مشکلی ندارد، حتی دلیلی بر تحریم خرید و فروش خون برای این موارد در دست نیست، چرا که استفاده‏های عقلایی و مشروع مورد ضرورت عمومی است و این بدان جهت است که آثار منفی خون در نجاست و حرمت خوردن نقش دارند.

آیا خون شکنندﮤ وضوء است؟

اکثریت علماء وفقها بدین باور اند که، خروج خون از بدن (به جـزء از سبیلین ) (طریق مقعد و آلت) کم باشد ویا هم یا زیاد، از طریق زخم یا حجامت باشد، موجب باطل شدن وضوء نمی گردد. و این نظریه مورد تائید مذهب امام مالک و امام شافعی میباشد .
ولی امام صاحب ابوحنیفه (رح ) در مخالفت صریح این نظریه بوده ومیفرماید که : خروج خون از بدن بصورت مطلق وضوء را باطل می سازد.

امام ابوحنیفه رحمة الله علیه میفرماید: « از بدن اگر خون یا ریم خارج شود وباز ظاهر شود به تجاوز نمودن در آن محلیکه که در غسل یا وضؤ حکم پاک کردن آن شده است . یعنی علاوه از سبیلین از دیگری جای در خروج صرف اشکار شدن پلیدی کافی نیست بلکه سیلان نمودن شرط است پس اگر خون بر سر زخم قرار داشت لیکن جریان ننموده باشد پس به این وضؤ نمی شکند . » هکذا امام صاحب ابو حنیفه میفرماید که در ضمن نواقص وضؤ به « دهن پر استفراق کردن میباشد، وبه دهن پر قی کردن آنست که آنرا بدون تکیف ومشقت بند نموده میتواند . » امام صاحب ابو حنیفه برای تائید رای خویش به حدیثی ذیل استناد مینماید : «عن نافع ؛ أن عبد الله بن عمر كان إذا رعف ، انصرف فتوضأ ، ثم رجع فبنى ولم يتكلم»(موطا امام مالک 67 ) . (از نافع روایت شده است که چون ازبینی حضرت عبد الله بن عمر رضی الله عنهما در نماز خون می آمد ،از نماز بیرون شده ووضؤمی گرفت سپس بر گشته وبر نمازش بنا می نمود ودر این مدت با کسی سخن نمی گفت .)

رای امام صاحب حنبل رحمة الله علیه: امام صاحب حنبل موضوع خون را که ایا شکننده وضؤ است ویا خیر از دید دیگری مورد برسی وبحث قرار داده است . اما م صاحب حنبل میفرماید :زمانیکه خون از بدن خارج میشود ، باید دیده شود که اگر مقدار خون زیاد باشد، وضوء باطل می گردد، واگر مقدار خون کمتر باشد وضؤ باطل نمیگردد . استدلال امام صاحب شافعی و امام صاحب مالک : نظریات واستدلال امام صاحب شافعی وامام صاحب مالک در مورد اینکه خونیکه غیر از (سبیلین ) از بدن خارج میگردد ،بصورت مطلق شکننده وضؤنمیباشد.

امام صاحب مالک وامام صاحب شافعی می افزاید :– اصل بر بقای وضوء است مگر آنکه نص یا اجماع بر  نقض آن دلالت داشته باشد.
– در روایت اسلامی آمده است که : پیامبر صلی الله علیه وسلم حجامت کرد و نمازش را خواند و وضوء نگرفت، وتنها جای حجامت و خون گرفتگی را شست.( سنن الکبری (1-221 )رقم (666 )

– همچنان در حدیثی آمده است که : روزی حضرت عمر (رض ) حجامت کرد ، صرف محل حجامت را شست وبه نماز خویش ادامه داد . (مراجعه شود بیهقی 1-140 )

امام بخاری در حدیثی روایت‌ کرده  میفرمایدکه : « ‌‌ابن  عمررضی  الله  عنهما، ‌دانه  روی خوی را  فشار داد  و از آن  خون  بیرون  پرید  و  بعد  از  بدون اینکه اقدام به وضوء نماید ، آغاز به نماز خواندن کرد . این حدیث را میتوان در : (ابن ابی شیبه (1-92 ) وامام بخاری (1-29 ) تعلیقآ آنرا ذکر نموده است ملاحظه نماید .مراجعه شود ( التلخیص الحبیر ( 1-114 المحلی ( 1-260 )

– هکذا در حدیثی دیگری آمده است که در دهن عبد الله بن ابی اوفی خون آمد ، خون را از دهن خود بیرون انداخت ، در حالیکه دهنش خون پور بود به نماز ایستاد ، ومصروف نماز خواندن شد . (مراجعه شود به مصنف عبد الرزاق ( 1-148 ) .
– همچنان در حدیثی دیگری آمده است که دو تن از صحابه کرام که مسؤلیت محافظت پیامبر صلی الله علیه وسلم را در غزوه «ذات الرقاع » بدوش داشتند ، یکی از آنان زمانیکه به نماز ایستاد ، توسط دشمن مورد اصابت تیری قرار گرفت ، صحابی در حالیکه تیر را ازوجود خود بیرون کشید ، وبه نماز خویش ادامه داد ، زمانیکه صحابی دوم ازموضوع اطلاع حاصل کرد برایش گفت : چرا مرا با خبر نساختی ، صحابی مجروح گفت من مصروف خواندن سوره شیرینی از قرآن عظیم الشان در نماز بودم ، بخود اجازه نداد م تا آنرا ناتکمیل گذاشته وختم نماز کنم.

بعد آ پیامبر صلی الله علیه وسلم ازحادثه اطلاع حاصل کرد ، ولی برای صحابی نگفت که به اعاده نماز بپردازد.
عالم دانشمند عینی در شرح هدیه ( 1-122 ) مینویسد « فبلغ ذلک النبی ص فدعا لهما » از این داستان پیامبر صلی الله علیه وسلم اطلاع حاصل کرد ، پیامبر صلی الله علیه وسلم برای این دو صحابی دعا ء کرد . ( مراجعه شود : مرعاه 2-46 للمبارکفوری )
« حدثنا آبو توبه الربیع بن نافع حدثنا ابن المبارک عن محمد حدثني صدقة بن يسار عن عقيل بن جابـرعن جابر قال خرجنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم يعني في غزوة ذات الرقاع فأصاب رجل امرأة رجل من المشركين فحلف أن لا أنتهي حتى أهريق دما في أصحاب محمد فخرج يتبع أثر النبي صلى الله عليه وسلم فنزل النبي صلى الله عليه وسلم منزلا فقال من رجل يكلؤنا فانتدب رجل من المهاجرين ورجل منالأنصار فقال كونا بفم الشعب قال فلما خرج الرجلان إلى فم الشعب اضطجع المهاجري وقام الأنصاري يصلي وأتى الرجل فلما رأى شخصه عرف أنه ربيئة للقوم فرماه بسهم فوضعه فيه فنزعه حتى رماه بثلاثة أسهم ثم ركع وسجد ثم انتبه صاحبه فلما عرف أنهم قد نذروا به هرب ولما رأى المهاجري ما بالأنصاري من الدم قال سبحان الله ألا أنبهتني أول ما رمى قال كنت في سورة أقرؤها فلم أحب أن أقطعها». ( این حدیث در ابو داود ( 1-29 ) وابن خزیمه ( 1-24 ) ، ابن حبان (2-212)وابخاری تعلیقآ (1-29 ) والبیهقی (1-141 ) والحاکم فی المستدرک ( 1-156 )وفی سیرة ابن هشام ( 2-208 ) والحافظ فی التلخیص ( 1-114 ) والدار قطنی فی سننه ( 1-231 ) رقم ( 858 ) وابن القیم فی زاد المعاد ( 3-227 ) مطالعه فرماید.
– در حدیثی که روای آن حضرت ابو هریرة میباشد وامام بخاری ( 1-20 ) وامام مسلم آنرا روایت فرموده وهکذا این حدیث در مشکوة ( 1-40 ) هم تذکر رفته است که : پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است : « لا وضوء الا من حدث اوریح » ( وضوء نیست مگر بی وضوءی او خروج هوا ) .

خواننده محترم ! در حدیث فوق ملاحظه فرمودید که با صراحت تام الفاظ حصر آمده است که بجز چیزی که از سبیلین یعنی از دو مجرای پیش و پس بیرون نه اید ، در غیر آن وضوء باطل نمی شود . بنآ حکم اسلامی وشرعی همین است که :
خروج خون از بینی هنگام نماز، نماز را باطل نمیکند زیرا اولا قول راجح اینست که خون بنی آدم نجس نیست، زیرا اصحاب پیامبر صلی الله علیم و سلم در جنگ زخمی بوده اند ولی در همان حالت خون آلود نماز را میخوانده اند، ولی فراموش نباید کرد که خون حیض و یا خونی که از سبیلین (شرمگاه و مقعد) خارج شود نجس هستند.  و ثانیا خروج خون از بدن وضوء و نماز را باطل نمیکند، زیرا دلیلی در شرع برای بطلان وضوء و نماز هنگام خروج خون از بدن وارد نشده است.

خون نجس دراسلام:


اول : خون در حال حیات: اگر خون در حال زندگی از حیوان جاری گردد ،قرآن عظیم الشان آنرا بحیث خون نجس اعلام داشته وآیه (۱۴۵ سوره انعام ) این حکم را به این صراحت بیان فرموده است :« قُل لاَّ أَجِدُ فِی مَا أُوْحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَی طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا» ( بگو: در آنچه بر من وحی شده، هیچ غذای حرامی نمی‏یابم؛ بجز اینکه مردار باشد، یا خونی که (از بدن حیوان) بیرون ریخته باشد. ولی خونیکه بعد از ذبح در گوشت حیوان باقی میماند ، آن خون را شرع حلال دانسته است . از ‌ابومجلز درباره‌‌ی خونی ‌که  در  محل  ذبح  حیوان  باقی  می‌ماند  و  خونی ‌که  روی  دیگ  می ‌ماند،  سوال ‌کردند؟‌ گفت‌:  اشکال  ندارد،  فقط  از  خون  جهنده  و  جاری  نهی  شده است‌.  عبد  بن  حمید  و  ابوالشیخ  این  مطلب  را  از  او نقل ‌کرده‌اند.

هکذا در حدیثی که حضرت از عایشه  ‌رضی  الله  عنها  ‌روایت  شده‌ آمده است :« کنا نأکل اللحم والدم خطوط علی القدر » (‌ما گوشت  می‌خوردیم  در  حالیکه  خطوط  خون‌،  بر  روی  دیگ  نمایان  بود)‌‌. (فقه السنه).

دوم: خون حیض: خون حیض به دلیل حدیث حضرت عایشه و اسماء ، نجس است :از اسماء دختر ابوبکر رضی الله عنه روایت است : « جاءت امرأة إلی النبی صلی الله علیه وسلم فقالت : إحدنا یصیب ثوبها من دم الحیض کیف تصنع؟ فقال : تحته ثم تقرصه بالماء ثم تنضحه، ثم تصلی فیه» «زنی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت : اگر لباس یکی از ما به خون حیض‌آلوده شد، چکار بایدبکند؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : آن را از لباسش بزدایدو سپس با نوک انگشتان و آب آن را بشوید و سپس بر روی آن، آب بریزد و در آن نماز بخواند ». (متفق علیه )

سوم: طوریکه در فوق اشاره نمودیم: خروج خون از بدن (بجز از دو سبیل پشت و جلو) موجب باطل شدن وضوء نمی شود. هیئت دائمی افتا در این باره می گویند: « دلیل شرعی در دست نداریم که خروج خون از بدن (غیر از راه‌های عقب و جلو) ناقض وضوء باشد. اصل این است که خون ناقض وضوء نیست و مبنای عبادات توقیفی است.

بنابراین هیچ کس اجازه ندارد که بگوید این عبادات مشروع است؛ مگر آن‌که دلیلش را ارائه بدهد. البته برخی از علماء خروج خون را از نواقض وضوء شمرده اند . بنابراین اگر کسی در اثر خروج خون (ولو این‌که از غیر شرمگاه خارج شود) وضوء بگیرد کارش خوب و پسندیده است و راه احتیاط در پیش گرفته و خودش را از اختلاف خلاص نموده است.
رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم فرموده است: « دَعْ مَا یَرِیبُکَ إِلَی مَا لَا یَرِیبُکَ »
نسائی، ترمذی، حاکم…(آنچه که تو را به شک می‌اندازد ترک کن و به سوی چیزی برو که تو را به شک نمی‌اندازد)
( تفصیل موضوع را میتوان در فتاوای انجمن دایمی مباحث علمی و افتا (۵/۲۶۱). مطالعه فرماید )

چهارم: خون ماهی:

علماء میگویند که خون ماهی پاک است. زیرا ماهی مرده پاک است و این دلیلی است بر این‌که خون آن هم پاک است؛ زیرا فلسفه‌ی تحریم مردار، بقای خون در وجود آن است. پیامبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم می‌فرماید: «مَا أَنْهَرَ الدَّمَ وَذُکِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ فَکُلُ» بخاری (۲۴۸۸) و مسلم (۱۹۶۸).(هر وسیله‌ای که موجب جاری شدن خون از حیوان است و (به هنگام ذبح) نام الله بر آن ذکر شده باشد از گوشت آن بخورید).


خون انسان وخون حیوان حلال گوشت: در مورد اینکه خون انسان وخون ( حیوان حلال گوشت ) در صورتیکه بر لباس ریخته شود ، نجس است یا خیر علماء بدو دسته تقسیم گردیده اند :

دسته اول:

خون انسان وخون حیوان حلال گوشت نجس است: تعداد از علماء از جمله امامان اربعه (امام ابوحنیفه ،امام مالک ،امام شافعی وامام احمد) همگی در این امر متفق القول اند که: خون انسان (وخون حیوان حلال گوشت) در صورتیکه این خون بر لباس ویا بدن ریخته شود نجس است، و نماز با لباس خون الود ویا بدن خون الود ویا آلوده به( خون انسان وحیوان حلال گوشت) صحیح نمی باشد، زیرا شرط صحت نماز پاکی بدن از نجاسات است و خون انسان نجس است.

اگر ثابت شود که بر نجاست خون انسان اجماع وجود دارد، در آنصورت به دلایل موافقین بر طاهر بودن خون التفات نمی شود، زیرا اجماع حجت قاطعی است که عدول از آن جایز نیست. امام ابن قیم رحمه الله در (إغاثة اللهفان ۱/۲۴۰) چنین میفرماید :
« از امام احمد سوال شد: آیا خون و چرک زرد (زخم بدون خون) نزد شما یکی است؟ فرمود: خیر، خون انسان مردم در (نجاست آن) اختلاف ندارند.»

علماء این قول امام احمد را دلیل بر اجماع امت بر نجس بودن خون دانسته اند و لذا اکثر قریب به اتفاق علماء حکم به نجاست خون داده اند و بر اساس این حکم نمازی که با لباس خونی انسان آغشته شده باشد، صحیح نیست.
امام ابن حزم رحمه الله در «مراتب الاجماع» گفته: علماء بر نجاست خون اتفاق دارند. همچنین حافظ ابن حجر در فتح الباری ( صفحه 420 جلد اول ) این اتفاق علماء را نقل کرده است.

و امام ابن عبدالبر در «التمهید» (۲۲/۲۳۰) می گوید: « حکم تمامی (انواع) خون بمانند خون حیض است مگر آنکه قلیل و اندک باشد که از آن گذشت شده است.و این اجماع مسلمین است که خون مسفوح (جاری) رجس و نجس است.
و امام ابن عربی در «احکام القرآن» (۱/۷۹) مینویسد : « علماء اتفاق کرده اند که خون حرام و نجس است و خورده نمی شود و انتفاع از آن صورت نمی گیرد.»

و امام نووی در «المجموع» (۲/۵۷۶) می نویسد: « دلائل وارده بر نجاست خون ظاهر و واضح هستند، و نمی دانم که در این مورد احدی از مسلمین خلافی گفته باشند بجز آنچه که صاحب کتاب الحاوی از بعضی از متکلمین حکایت کرده: خون طاهر است، اما گفته و نظر متکلمین در اجماع محسوب نیست.»

دستـﮥ دوم:

خون انسان وخون حیوان حلال گوشت نجس نیست: تعداد از علماء منکر وجود اجماع شده اند و با استناد به برخی از نصوص حکم به پاک بودن خون انسان صادر نموده اند. این تعداد از علماء حکم صادر نموده اند : نماز کسی که لباسش به خون انسان آلوده شده باشد ، لباس اش نجس نه ونماز اش صحیح است.

خواندن نماز با دهـن خون پُـر:

اگر دهن یک نماز گزارقبل ویا در حین ادای نماز خون پُر گردد، حکم اسلامی همین است که ضرورت به جبران یا قضای نماز نیست؛ کافیست قبل از نماز خواندن دندان و دهان خود را از خون پاک کنید و سپس نماز خویش ادامه دهد ، و اگر احیانا مشکل خون در دهن ،در اثنای نماز به وقوع بپیوندد ویا هم خون در دهن جمع شود ، نمازگزار میتواند خون دهن خویش را در اثنا نماز در درون یک دستمال تف کرده سپس آنرا دور بیاندازید و به نماز خویش ادامه د هد .

ولی امام صاحب ابو حنیفه در مورد آمدن خون از دهن رای خود را دارد وآنر با قی واستفراغ دهن پور مقایسه نموده میفرماید : اگر یکنفر نماز گزار در اثنای نماز خون قی نماید، پس این قی کردن را باید از دو دید مورد برسی قرار داد : اول : اگر قی مملو از خون لخته باشد ،در این حالات پور ومملو بودن دهن معتبر است ، زیرا این خون «سودا » سوخته شده است ، واین بدین معنی است که این خون از معده خارج شده است ، وخود را به دهن رسانیده است ، پس چیزیکه از معده خارج گردد ،وخود را به دهن برساند ، ناقض وضؤ بوده ولی شرط همان مملو بودن دهن است .

دوم : اگر قی مملو دهن از خون تازه ویا به اصطلاح قی ازخون سیلان باشد امام صاحب محمد میفرماید : اگر دهن مملو وپر باشد ، این پور بودن قی با خون ، ناقض وضؤ بوده ،درغیر آن اگر دهن مملو وپر نباشد ، ناقض وضؤ نمی باشد .
امام صاحب محمد میفرماید :
که قی خون را به سایر قی ها واستفراغ ها قیاس نموده ومیفرماید : قی بر چهار قسم است :
1- قی از غذا

2- قی از آب

3- قی از صفراء

4- قی از سودا

دراین نوع قی ها واستفراغ ها زمانی وضو باطل میگردد که دهن نماز گزار مملو از قی باشد یعنی شرط مملو بودن دهن مهم است ، ولی اگر دهن مملو نباشد ، قی کم در نزد امام محمد هم ناقض وضؤ نیست ، همینطور در قی خون عین قاعده را درپیش گرفته ومیفرماید اگر قی با دهن پور باشد ، شکننده وضو است .

در خون تازه حکم کلی امام صاحب ابو حنیفه وامام صاحب محمد همین است که خون تازه وجاری شکننده وضؤ بوده ، فرق نمیکند که دهن مملو و پور باشد ویا هم دهن مملو وپور نباشد ، مقدار خون کم باشد ویا هم زیاد باشد در هر دو صورت ، ناقض وضؤ است . دلیل شان اینست که : معده محل خون نیست .این خون به اثر زخم شکم خارج گردیده است وآنرا به خون که از زخم اشکار بیرون میشود قیاس نموده ومیفرماید در خون اشکار سیلان خون از محل خون معتبر بود ، پس در قی که باخون تازه باشد ناقض وضؤ است ، طوریکه در فوق یاد اور شدیم فرق نمیکند که این خون با دهن پر باشد ویا هم دهن پر نباشد .

ولی در نزد سایر فقها ، قی ( استفراغ ) وخون ناقض وضو نبوده چون در این مورد نص صریح شرعی وجود ندارد . ( تفصیل موضوع را میتوان در صفحه 156 احسن الهدیه مولانا جمیل احمد سکرودوی مدرس دارالعلوم دیوبند ، مطالعه فرماید .)
هکذا حکم خون بینی ویا خونیکه از سر به نرمی بینی برسد بنزد امام صاحب ابوحنیفه ناقض وضؤ بوده ، زیراخون به محلی رسیده است که به ان حکم پاک کردن لاحق است یعنی در غسل پس سیلان متحقق شد.

خواننده محترم !

استفراغ یا قی که آیا شکننده وضؤ میباشد ویاخیر ، از موضعات اختلافی در بین علماء میباشد . تعداد کثیری ازعلماء بدین نظر اند که قیء (استفراغ) نجس هست، وشکننده وضؤ است . ولی در مقابل تعدادی دیگر از علماء میفرمایند که : قیء (استفراغ) نجس وناقض وضؤ نمی باشد .

زیرا اصل اشیاء پاک و طاهر هستند مگر اینکه دلیلی از شریعت بر نجاستش وارد شده باشد، و در نجس بودن استفراغ هیچ دلیل صحیح و صریحی شرعی وجود ندارد ،پس حکم شرعی همین است که نجس نیست. پروردگار با عظمت ما هر مسلمان را به اندازه استطاعت وتوانمندی اش مکلف گردانیده است که در برابر خویش تقوا را پیشه خود سازد :« فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ» (سوره تغابن آیه : 16).یعنی: پس تا (جائیکه) می‏توانید تقوای الهی راپیشه خود سازید .

در بارۀ نویسنده

الحاج امین الدین « سعیدی- سعید افغانی »

مدیـر مرکز مطالعات ستراتــیــژیکی افغان
ومسـؤل مرکزفرهنگی د حق لاره- جرمنی

پاسخی بگذارید